ترجیحات روانی قضاوتی و ادراکی

تفاوت تیپ در قضاوت
یکی از مواردی که چندین بار از زبان داوران عصر جدبد مطرح شد این بود که فلان شرکت کننده بهتر بود به جای چند مهارت یک مهارت را خوب بلد باشد .
صرف نظر از اینکه در بنیاد فرهنگ زندگی ما هم عقیده داریم باید روی یک موضوع ماند و سالها تلاش کرد مورد دیگری از لحاظ تیپ شناسی شخصیتی وجود دارد به نام ترجیحات قضاوتی و ادراکی.
کسانی که بطور ذاتی ترجیح ادراکی دارند علاقه مند به موضوعات مختلف هستند، پروژه های زیادی را معمولا شروع می کنند، در زمان کودکی کلاسهای مختلفی را شرکت می کنند و بدون نتیجه گیری ممکن است رها کنند، و انسانهای منعطفی هم هستند و اینکه بعنوان ضعف بزرگ از آن در این برنامه یاد شد صرفا ترجیحات روانی این اشخاص است. در نقطه مقابل کسانی که ترجیح قضاوتی دارند یک مسیر را انتخاب کرده و سالها ادامه می دهند و از تغییر هم استقبال نمی کنند. به هر حال برای شرکت در این قبیل مسابقات اشخاصی که قصاوتی هستند و یک مهارت را سالها فرا گرفته اند موفق ترند ولی این موضوع نباید دستمایه عذاب وجدان برای افرادی شود که اجراهای بعضا شلخته و پراکنده داشتند چون این پراکندگی ریشه از یک ترجیح روانی است که به هیچ وجه ضعف محسوب نمی شود و بسیاری از شغلها مانند بازیگری ویژه همین افراد ادراکی است که قدرت تغییر فی ابداهه و لحظه ای دارند. و در دنیای مدرن افراد ادراکی که ساختار و سازمان مشخص ذهنی ندارند لایق پستهای مدیریت های بحران هم شناخته می شوند. علیرغم علاقه ای که به برنامه استعداد یابی داریم جای یک متخصص استعداد یابی و شخصیت شناسی را در این برنامه خالی می دانیم. چون بعضی قضاوتهای داوران گرامی ریشه در ترجیحات روانی خودشان دارد که ممکن است با دادن کدهای اشتباه برخی از تیپ های شخصیتی دچار عذاب وجدان شوند .
نویسنده: آقای علی کریم پور، مدرس دوره های آموزشی شخصیت شناسی کودک، نوجوان و بزرگسالان به روش mbt

منبع: پیج اینستاگرام بنیاد فرهنگ زندگی

ترجیح روانی غالب من ادراکی است. مواردی که در متن بالا در مورد این تیپ شخصیتی گفته شده به میزان زیادی در من صادق است. در گذشته از این موضوع ناراحت بودم و با خودم می‌گفتم احتمالا از این شاخه به اون شاخه پریدن من اشتباه بوده و خیلی ناراحت بودم. اما با گذشت زمان و استفاده از مواردی که در موضوعات مختلف آموخته بودم و مطالعه کتب و مقالات روانشناسی و این متن، من را به خودم و گذشته و آینده ام امیدوار کرد. از متن بالا جمله ” در دنیای مدرن افراد ادراکی که ساختار و سازمان مشخص ذهنی ندارند لایق پستهای مدیریت های بحران هم شناخته می شوند ” خیلی به دلم نشست.